برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

241

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

ه / 8 - 747 م ) مىشناسيم « 515 » در اين سكه‌ها با وجود ذكر سال ، نام محل ضرب سكه قيد نشده است ، امّا تداوم تاريخى از يك‌جهت و گسترش مسكوكات طلا در دوران نخستين عباسى از جهت ديگر ( يا به طور مساوى از هردو جهت ! ) اجازه مىدهد كه با اطمينان چنين نتيجه‌اى گرفته شود . اگر اين سكه‌هاى طلا در شرق ايران نقشى ايفاء نمىكرد ، از اين سبب بود كه اينجا موطن درهم نقره ( دراخما ) بود كه واحد محاسباتى را تشكيل مىداد هرچند كه در اينجا نيز ، رفته‌رفته به طلا ، به مناسبت ارزش ثابت ( ولى نه هميشه يكسان ) آن تبديل مىشد . « 516 » اين سكه‌هاى نقره در دوران نخستين اموى كاملا با سكه‌هاى قديمى ساسانى برابرند ؛ آنها تصوير شاه را - تصوير خسرو دوّم يا يزدگرد سوّم گاه به‌صورت « استليزه » - نشان مىدهند . « 517 » در پشت سكّه مانند گذشته تصويرى از يك آتشدان نقش بسته است . نام ضرب‌كنندهء آن - يك‌بار خليفه معاويه ، و در موارد ديگر ، حكّام ، مانند زياد بن ابيه و ديگران ، همچنين رهبر قيسيان عبد الله بن خازم در خراسان ، « 518 » و نيز دشمن خليفه عبد الله بن زبير - « 519 » به خطّ ايرانى ميانه ( پهلوى ) - ذكر شده است . تنها الحجّاج بر روى سكه‌اى از اين نوع نام خود را با حروف عربى ( كوفى )

--> ( 515 ) . Lane - Poole I 1 - 6 , Nr . 1 - 42 ; IX 27 - 29 ; Tiesen hau sen 273 - 644 . - در اسپانيا براى اين دورهء نخستين فقط سكه‌هاى طلا از سالهاى 25 - 724 / 1 - 720 م ( 106 - 102 ه ) وجود دارد : Mile s , I , 27 ( مشخصات كتاب وى را در پاورقى شماره 514 همين فصل مىيابيد ) . ( 516 ) . با مبحث « پول و مزد » مقايسه كنيد . ( 517 ) . راجع به شناخت حاكم مورد نظر و برداشت اساسى و مهم از تاجگذارى رجوع كنيد به : - ( زير چاپ ) Kurt Erdmann : , , Die Entwicklung der Sasanidischen Krone'' , in der Ars Islamica XV همراه با ) : Wie sind die Kronen der Sasanidischen Munzen zu lesen''in der ZDMG 99 ( 1945 / 9 ) , S . 206 - 211 Survey III 2234 f . ( جدول همچنين : درباره سكه‌هاى ساسانيان رجوع كنيد به : Jacques de Morgan : Manuel de numismatique Orientale I , ( Paris 1923 / 36 ) , S . 270 - 331 . درباره سكه‌هاى قديمى اشكانيان نيز همان كتاب ص 171 - 125 . ( 518 ) . Barthold , Turk . 184 . ( 519 ) . رجوع كنيد به ص 39 و بعد جلد اول كتاب حاضر .